روانشناس بالینی فردی متخصص است که به درمان اختلالات روانی و مشکلات ذهنی و رفتاری می پردازد. روانشناسی بالینی (Clinical Psychology) یکی از مهمترین حوزه های روانشناسی است که متخصص آن، در درمانگاه های سلامت روان، کلینیک ها، مراکز ترک اعتیاد و البته بیمارستان های روانی مشغول به کار می شود و با برقراری ارتباط حرفه ای با بیمار، نقش موثری را در درمان ایشان ایفا می کند. اگر در خود یا اطرافیانتان علائمی از ناهنجاری های ذهنی و رفتاری را مشاهده می کنید، حتما در اسرع وقت به روانشناس بالینی مراجعه کنید.
روانشناسی بالینی یکی از تاثیرگذارترین حوزه های روانشناسی است که در آن، فرد به صورت تخصصی به درک، پیش بینی، پیشگیری و درمان ناهنجاری ها، ناراحتی ها و ناسازگاری های روانی، اجتماعی، عاطفی، رفتاری و بیولوژیکی می پردازد. در روانشناسی بالینی، روانشناس به طور مستقیم می کوشد افراد دارای مشکلات روانشناختی را تشخیص داده و با ارزیابی آنها به روند درمان کمک کند.
به عبارت دیگر می توان گفت روانشناس بالینی از داده های علم روانشناسی کمک می گیرد تا وضعیت سلامت روان مراجعین را ارزیابی و آزمایش نماید و همچنین با بررسی علت مشکلات روانی، گامی موثر در جهت بهبود ایشان بردارد. متخصص تصمیم می گیرد از میان شیوه های مختلف تشخیصی و درمانی، متناسب با شرایط فرد بهترین شیوه را به کار بگیرد.
همچنین روانشناس بالینی می تواند وجود چند اختلال به طور همزمان را تشخیص دهد و به طور کلی میزان شیوع اختلالات مختلف در جامعه را بررسی کند. در حقیقت این حوزه از روانشناسی یکی از گسترده ترین حوزه های این علم است و خود، بسیاری از شاخه هایی روانشناسی از جمله سلامت روان کودکان و بزرگسالان، اختلالات هیجانی و یادگیری و... را در بر می گیرد و با مشکلات عاطفی، زناشویی، اعتیاد، مشکلات خانوادگی و... در ارتباط است.
به طور کلی اختلالات روانی از زمان انسان های اولیه پدید آمده اند و هر انسان با توجه به شرایط زندگی خود، کم و بیش با مشکلات روانی و اجتماعی دست و پنجه نرم کرده است. اما روانشناسی بالینی ایده ای بود که برای اولین بار در ذهن افرادی مثل زیگموند فروید (روانکاو اتریشی) جوانه زد.
فروید معتقد بود می توان با گفتار درمانی و گفتگو با افراد دارای مشکلات ذهنی و رفتاری به بهبود اختلالات ایشان کمک کرد. این همان ایده ای است که در سال ۱۹۰۷، روانشناس آمریکایی، لایتنر ویتمر، در مقاله خود از آن به عنوان روانشناسی بالینی نام برد. از دید او، روانشناسی بالینی شامل مطالعه افراد، به وسیله مشاهده و ارزیابی است که با هدف ایجاد تحولات مثبت و بهبود اختلالات ایشان انجام می شود.
جالب است بدانید ویتمر در سال ۱۸۹۶ اولین کلینیک روانشناسی بالینی را با هدف تشخیص و بهبود مشکلات یادگیری کودکان تاسیس نمود. از طرفی پس از این، تا سال ۱۹۱۴ قریب به ۲۶ کلینیک روانشناسی بالینی در جای جای ایالات متحده آمریکا تاسیس شد و این گونه افراد دارای مشکلات ذهنی، رفتاری و اجتماعی مورد بررسی و درمان قرار گرفتند.
شایان ذکر است، یکی از مهمترین مراحل در سیر تکامل و رشد این حوزه، مربوط به جنگ جهانی اول و دوم است که در آن، شرایط روانی سربازان مورد سنجش قرار می گرفت و وضعیت جانبازان از همین طریق بهبود پیدا می کرد. در جنگ جهانی دوم روانشناسان توانستند گامی موثر در درمان اختلال شوک پوسته یا مشکلات اضطرابی بردارند و تمام این موارد نمونه هایی از پیشرفت شگفت انگیز روانشناسی بالینی هستند.
- نگرانی اضطراب و استرس
- مشکلات مربوط به سازگاری با تغییرات زندگی و وقایع جدید
- افسردگی و افکار خودکشی
- افکار مربوط به صدمه زدن به خود یا دیگران
- مشکلات خواب و بیش از حد بودن انرژی
- وسواس فکری عملی
- اعتیاد به مواد مخدر و الکل
- اعتیاد به قمار، بازی و...
- اختلالات خوردن
- اختلالات اضطرابی مثل فوبیا
- اختلالات روانپریشی مثل اسکیزوفرنی
- اختلالات شخصیتی مثل شخصیت مرزی
- اختلال دوقطبی
- مدیریت سوگ
- بی خوابی
- مشکلات رفتاری و اختلالات مربوط به نوجوانان
- اختلالات یادگیری
- اختلال بیش فعالی و نقص توجه
- مشکلات عاطفی و زناشویی
- اوتیسم، ناتوانی ذهنی
- پایین بودن عزت نفس و اعتماد به نفس (مشکل داشتن با سایز بدن، اندام ها، چهره و...)
اصلی ترین وظایف روانشناس بالینی برای تشخیص و درمان اختلالات ذهنی و رفتاری در افراد سنین مختلف، شامل موارد زیر است:
- ارزیابی: در مرحله اول، روانشناس بالینی مثل یک پزشک که وضعیت سلامت بیمار را مورد ارزیابی و بررسی قرار می دهد، سعی می کند وضعیت روحی و اختلالات احتمالی را بسنجد. برای این کار صحبت های او را با دقت گوش می دهد؛ رفتارها و زبان بدن او را مورد بررسی قرار می دهد و از معاینات روانشناختی شامل پرسشنامه ها و آزمون های روانشناسی معتبر کمک می گیرد.
- مداخله: پس از انجام ارزیابی های لازم، می بایست رویکرد مناسب برای درمان فرد مدنظر قرار گیرد و طی چند جلسه گفتگو و درمان، به تدریج اختلالات بهبود یابند. رویکرد روان پویشی، انسان گرایانه و گفتگو درمانی از مهمترین رویکردهای روانشناسی بالینی برای درمان فرد هستند.
- مشاوره: علاوه بر تشخیص و درمان اختلالات روانی افراد، روانشناسان بالینی با سازمان های بهداشتی و سایر متخصصان سلامت روان تعامل برقرار می کنند و از یکدیگر مشورت می گیرند.
- تحقیق: روانشناسان بالینی در کنار گفتگو و تعامل موثر با مراجعین، همواره نتایج جدیدترین تحقیقات را بررسی می کنند و از نکات مفید و کارآمد آنها استفاده می نمایند. همچنین ممکن است خودشان نیز با بهره گیری از اطلاعاتی که به دست آورده اند، پژوهش هایی انجام دهند.
هر روانشناس بالینی از رویکرد خاصی برای شناسایی اختلالات روانی مراجعه کننده کمک می گیرد. سه رویکرد اصلی روانشناسی بالینی عبارتند از:
- رویکرد شناختی رفتاری (CBT): در این رویکرد با گفتگو درمانی، علت اختلالات ذهنی و رفتاری بررسی می شود. بررسی گفته ها، احساسات، افکار و البته زبان بدن فرد در این رویکرد بسیار حائز اهمیت است.
- رویکرد روان پویشی: این رویکرد ریشه در نظرات زیگموند فروید دارد و طبق آن بسیاری از اختلالات ذهنی و فکری ریشه در ناخودآگاه ما دارند. در این رویکرد انگیزه های اصلی و ریشه های عمیق افکار و رفتارها بررسی و درمان می شوند.
- رویکرد انسان گرایانه: اساس این رویکرد تفکرات و نظریات آبراهام مازلو، کارل راجرز و افرادی همفکر آنهاست که بر خودشکوفایی انسان تاکید دارند. طبق نظر ایشان، فرد بیمار بهتر از هر کسی نسبت به خود شناخت دارد و موثرتر از هر کس دیگر می تواند در جهت تخریب یا ساختن شخصیت خود گام بردارد.
در این رویکرد روانشناس بالینی تلاش می کند در پذیرش گذشته، به فرد کمک کند؛ ذهن ایشان را متوجه زمان حال نماید و با همراهی بیمار، ایشان را در جهت بهبود وضعیت روحی و شرایط زندگی پیش ببرد.
- اگر در شرایط خاص و استرس زا قرار دارید و با چالش های جدید در حوزه رابطه عاطفی یا شغل و تحصیل خود روبرو هستید، در اسرع وقت به روانشناس بالینی مراجعه کنید. چرا که در صورت ادامه دار شدن این استرس ممکن است دچار افسردگی یا مشکلات قلبی شوید.
- اگر احساس خود شفقتی نمی کنید و از عزت نفس پایین برخوردار هستید، توانایی های خود را باور ندارید و احساس می کنید در روابط اجتماعی خود در دام افراد خودشیفته و نامناسب می افتید، باید از یک روانشناس بالینی خوب کمک بگیرید.
- اگر رابطه عاطفی و زناشویی ناسالم و پررنج دارید و نمی توانید گفتگوی موثری داشته باشید و از طریق آن مشکلات خود را برطرف کنید، لازم است به صورت تنهایی یا به همراه شریک عاطفی خود به روانشناس مراجعه کنید.
- اگر رنج های زندگی موجب شده دچار افسردگی و ناامیدی عمیق شوید، میلی به انجام فعالیت های خود نداشته باشید و حتی گاها فکر آسیب زدن به خود به ذهنتان خطور کند، حتما و فورا با یک روانشناس بالینی با تجربه صحبت کنید و در صورت صلاحدید ایشان، در کنار روان درمانی از روانپزشک نیز کمک بگیرید.
- افرادی که تعادل عاطفی خود را از دست می دهند و نمی توانند احساسات و عواطف آزاردهنده خود را کنترل کنند نیز می بایست به وسیله صحبت با روانشناس، درک بهتری نسبت به این موضوع پیدا کنند.
- اگر مدتی است که دچار انزواطلبی، بی حوصلگی و اضطراب شده اید و نمی توانید مثل قبل از انجام فعالیت های خاص و حضور در جمع دوستان و آشنایان لذت ببرید، مراجعه به روانشناس ضروری است.
- کاهش بهره وری، اهمالکاری، بی انگیزگی طولانی مدت برای انجام کارها و در رفتن از زیر بار مسئولیت هایی که قبلا به سادگی آنها را انجام می دادید، از دیگر نشانه های خطر است.
در صورت مشاهده این ها حتما به متخصص مراجعه کنید تا مشکل تان پیش از شدیدتر شدن، تحت کنترل قرار گیرد. توجه کنید که هرچه دیرتر به متخصص مراجعه فرمایید، شدت مشکل بیشتر خواهد شد و فرآیند درمان به زمان و هزینه بیشتری نیاز خواهد داشت. همچنین مشکلات روحی وخیم تر ممکن است مشکلات جسمی را نیز به همراه داشته باشند و فرآیند درمان را بسیار پیچیده تر کنند.
مزایا:
- روانشناس بالینی نقش بسیار موثری را در جامعه ایفا می کند. چراکه ایشان با درمان اختلالات روانی، رفتاری و اجتماعی می توانند جامعه را به سمت و سویی بهتر ببرند. به عنوان مثال کمک به ترک اعتیاد و همچنین درمان اختلالات روانی کودکان نقش اساسی در سلامت و امنیت جامعه دارد.
- همچنین روانشناسی بالینی می تواند با بررسی و شناخت دقیق مشکلات روانی مختلف، تاثیر بسزایی در شیوه زندگی و اصلاح مشکلات احتمالی متخصص داشته باشد و ایده های تازه ای را جهت زندگی بهتر برای ایشان به ارمغان بیاورد.
- روانشناسان بالینی می توانند علاوه بر بیمارستان ها و درمانگاه های سلامت روان، مطب مستقل خود را نیز تاسیس نمایند.
معایب:
- از معایب این حوزه مواجهه با مشکلات روانی، ذهنی و رفتاری شدید و متنوع است که می تواند وضعیت روحی متخصص را تحت تاثیر قرار دهد.
- پروسه ریشه یابی و درمان مشکلات روانی بسیار طولانی است و این احتمال دارد برای متخصص، کسل کننده و دشوار باشد.
اگر قصد مراجعه به یک روانشناس بالینی را دارید و می خواهید بدانید که این فرد باید چه ویژگی هایی داشته باشد تا بهترین نتیجه را از فرآیند درمان دریافت نمایید، به موارد زیر توجه کنید.
- گوش دادن فعال یا Active Listening: یک روانشناس بالینی خوب، در اولین قدم صحبت های مراجعه کننده را با دقت تمام می شنود و از طریق زبان بدن یا تایید کلامی نشان می دهد که تک به تک گفته ها را درک کرده و در روند درمان لحاظ می کند. همچنین او گاها گفته های بیمار را به نحوی که دریافت کرده، بازگو می کند تا برنامه دقیق تری را در جهت تشخیص و درمان مشکل تنظیم نماید.
- همدلی یا Empathy: یک روانشناس بالینی خوب، همدل و همراه بیمار است و نشان می دهد که احساسات، افکار و هیجانات او را به طور کامل درک می کند. این ویژگی کمک می کند بیمار در پروسه طولانی درمان، همکاری لازم را داشته باشد و درمان را رها نکند.
- مشاهده دقیق یا Observation: روانشناس بالینی باید بتواند از طریق مشاهده زبان بدن و نشانه هایی که فارغ از گفته های فرد دریافت می کند، اطلاعات تکمیلی را کسب نماید و از آن در تشخیص و درمان مشکل استفاده کند.
- برخورد حرفه ای با مراجعین: اخلاق و برخورد حرفه ای از ویژگی های ضروری یک روانشناس بالینی است. به این معنی که متخصص می بایست اصل رازداری، عدم تماس فیزیکی با مراجع، عدم سوء استفاده جنسی، مالی و عاطفی را رعایت نماید و رویکرد درمانی و اطلاعات لازم در مورد هر مرحله از فرآیند درمان را با فرد به اشتراک بگذارد.
- فراهم کردن رابطه درمانی امن: محیط درمان و رفتار درمانگر باید به نحوی باشد که فرد احساس اطمینان کند و بدون هیچ استرس و نگرانی تمام مسائل خود را مطرح نماید. قضاوت نکردن از ویژگی های مهم یک درمانگر خوب است که می تواند در امنیت رابطه درمانی موثر باشد.
- عدم هدایت و امر و نهی: یک روانشناس بالینی به هیچ عنوان مراجع خود را امر و نهی نمی کند و او را به انجام کار معینی وا نمی دارد. بلکه او تنها جوانب مختلف هر کار را شفاف و روشن می کند و تصمیم گیری نهایی، بر عهده خود فرد خواهد بود.
- داشتن حد و مرز: روانشناس بالینی به هیچ وجه نباید از دوستان، اعضای خانواده و آشنایان فرد باشد و بیرون از محیط درمان او را ببیند یا ارتباطی فراتر از مرزهای رابطه درمانی برقرار کند.
- هوش هیجانی بالا: هوش هیجانی بالای روانشناس کمک می کند ایشان بتوانند هیجانات خود را کنترل و همچنین هیجانات مراجعه کننده را درک نمایند. روانشناسانی که هوش هیجانی پایینی دارند، با رفتار غیر حرفه ای خود ممکن است از مراجعه کننده سو استفاده کنند و یا بدون داشتن حد و مرزهای مشخص، دچار وابستگی شوند که این وابستگی روند درمان را با اختلال جدی مواجه می کند.
- داشتن رویکرد درمانی مشخص: یک روانشناس حرفه ای معمولا با توجه به شرایط فرد و تخصص خود، از یک رویکرد درمانی مشخص بهره می گیرد و در مورد آن اطلاعات ساده و قابل درکی را با حوصله برای مراجعه کننده شرح می دهد. همچنین مراجعه کننده در صورت داشتن اطلاعات، در مورد رویکرد درمانی درمانگر، می تواند با جستجو در اینترنت در مورد آن اطلاعات بیشتری دریافت نماید و همکاری بیشتری در روند درمان داشته باشد.
- توانایی تشخیص ریشه های اختلالات: تخصص و مهارت روانشناس بالینی در تشخیص ریشه های مشکلات روانی بسیار مهم است. درمانگر باید بتواند به وسیله گفتگو با فرد و اطلاعاتی که در طی چند جلسه اولیه درمان دریافت می کند، ریشه های مشکل را شفاف کند و متناسب با آن برنامه درمان را تنظیم نماید.
- حضور سوپروایزر Supervisor: درمانگر باید به طور کامل به مشکلات و مسائل درونی خود آگاهی داشته و آنها را به صورت تخصصی درمان کرده باشد. همچنین حضور سوپروایزر یا شخصی که بر فرآیند درمان نظارت دارد، در پیشبرد بهتر برنامه درمانی بسیار کمک کننده است. متاسفانه در ایران کمتر این مورد را مشاهده می کنیم.
در نهایت از مهمترین مواردی که نشان می دهد به یک روانشناس بالینی خوب مراجعه کرده اید، این است که پس از چند جلسه متوجه تغییرات نگرش خود نسبت به زندگی و عادات ناسالمی که داشته اید، می شوید و تغییرات مثبت خود را مشاهده می کنید. به عنوان مثال بسیاری از افراد پس از چند جلسه درمان متوجه می شوند که تاب آوری بیشتری در مقابل مشکلات دارند و دیدگاهشان نسبت به زندگی و مشکلات آن بهبود یافته است.
برای اینکه به یک روانشناس بالینی تبدیل شوید، لازم است آموزش های آکادمیک و تجربی لازم را دریافت نمایید. به این منظور باید ابتدا به مدت ۴ سال در مقطع کارشناسی رشته روانشناسی تحصیل نمایید و سپس طی دو سال، دوره کارشناسی ارشد رشته روانشناسی بالینی را پشت سر بگذارید.
پس از این با ارائه پایان نامه، تکمیل دوره کارآموزی، اخذ مجوز دولتی و عضویت در سازمان نظام روانشناسی ایران، می توانید به صورت کاملا قانونی به عنوان روانشناس بالینی آغاز به فعالیت کنید. از نظر یک روانشناس متخصص لازم است فردی که قصد تحصیل و اشتغال به عنوان یک روانشناس بالینی را دارد، مشکلات ذهنی و رفتاری خود را شناخته و با کمک متخصص آنها را برطرف کند.
روانشناس بالینی می تواند پس از اتمام دوره تحصیل خود، در بیمارستان های روانی دولتی، مراکز مشاوره دولتی و خصوصی، درمانگاه های بهداشت روان، ادارات دولتی دانشگاه و البته مراکز پژوهشی و تحقیقاتی مشغول به کار شود و همچنین با خانه سالمندان، مدارس، مهد کودک ها، زندان ها، مراکز ترک اعتیاد (برای تحمل بهتر دوره ترک) و البته دادگاه ها (برای ارزیابی روانشناختی افراد) همکاری نماید.
از طرفی این امکان وجود دارد که متخصص این حوزه مطب خود را تاسیس نماید و به طور مستقیم و مستقل، به مراجعین خدمت رسانی کند. اغلب روانشناسان بالینی با چند مرکز همکاری می کنند و بخشی از روز خود را در بیمارستان یا مطب، و بخشی را به تحقیق و پژوهش یا آموزش در دانشگاه ها و... می پردازند.
در روانشناسی عمومی به مطالعه و شناخت رفتارهای ذهنی و عملکردهای روانشناختی می پردازند و نحوه کار مغز و روش آن برای پاسخ به نیازهای انسان را بررسی می کنند. در واقع روانشناس عمومی می تواند به بررسی ادراک، احساسات، روابط، جنبه های مختلف شخصیت و... بپردازد و به همین دلیل بسیاری از افراد به محض اینکه احساس می کنند، از نظر روحی و روانی دچار چالش شده اند، به روانشناس عمومی مراجعه می نمایند.
اما کار روانشناس بالینی یک گام فراتر از روانشناس عمومی است. این فرد علاوه بر دوره ۴ ساله کارشناسی که روانشناسان عمومی طی می کنند، دو سال دوره کارشناسی ارشد را پشت سر گذاشته و سپس دوره کارآموزی را نیز طی کرده است. این فرد با ارزیابی و آزمایش می تواند مشکلات ذهنی و رفتاری افراد دارای اختلالات روانی را بررسی نموده و در جهت تشخیص و درمان ایشان موثر واقع شود.
ناهنجاری های فکری مثل وسواس، افسردگی، اضطراب و... از طریق روانشناس بالینی قابل تشخیص و درمان هستند. تحقیق و پژوهش اگرچه گاها توسط روانشناسان بالینی هم انجام می شود؛ اما معمولا روانشناسان عمومی بیشتر به تحقیق و پژوهش روانشناسی می پردازند.
روانشناس بالینی برای تشخیص و درمان اختلالات روانی از گفتگو و برقراری ارتباط موثر با بیمار بهره می برد. این فرد در رشته دانشگاهی روانشناسی و سپس در دوره کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی تحصیل کرده است و بدون اجازه روانپزشک اجازه تجویز دارو ندارد.
در حالی که روانپزشک روش های درمانی متنوع تری را به کار می گیرد و می تواند با تجویز داروها، درمان اختلالات روانی را آسانتر کند. در حقیقت روانپزشک همانطور که از نامش پیداست، فردی متخصص است که ابتدا در رشته پزشکی تحصیل نموده و سپس در مقطع تخصص، تخصص روانپزشکی را برگزیده است. در واقع هر دو این متخصصان می توانند احساسات، ادراک رفتارها و افکار انسان را بشناسند؛ اما نحوه درمان مشکلات روانی در مراجعه به این دو متخصص متفاوت است.
- روانشناسی کودک: روانشناسی کودک عملکردهای شناختی، نیازهای عاطفی و مشکلات رفتاری کودکان را تشخیص داده و درمان می کند و همچنین به رفع مشکلاتی مثل اختلالات یادگیری، ناتوانی در کنترل خشم، مشکلات رشد و آزارهای ذهنی و جسمی کودکان و نوجوانان می پردازد.
- روانشناسی سلامت: در این حوزه نگرشی بین رشته های روانشناسی و پزشکی مطرح است. برای روانشناسی سلامت، رویکرد روانی اجتماعی پیش گرفته می شود؛ عوامل بیولوژیکی و اجتماعی که در ایجاد اختلال نقش داشته اند، بررسی می شوند و بیشتر به درمان اختلالات خود آسیب رسان می پردازند.
- روانشناسی سالمندی: به بررسی سلامت ذهنی، عاطفی، جسمی و اجتماعی افراد سالمند می پردازد. تشخیص و درمان مشکلات مزمن، افسردگی و اختلالات شناختی از جمله اهداف این حوزه است.
- روانشناسی عصب نگر: در این حوزه نحوه عملکرد مغز و سیستم عصبی مرکزی مورد بررسی است و بیماری هایی مثل آلزایمر، پارکینسون، اختلالات یادگیری، آسیب های مغزی، سکته مغزی و... مطالعه، شناسایی و درمان می شوند.
سخن پایانی
در نهایت باید بدانید که روانشناس بالینی نقش بسیار مهمی را در داشتن یک جامعه سالم، شاد و کارآمد ایفا می کند. روانشناسان بالینی افرادی بسیار با حوصله، صبور و البته آگاه هستند که در طی گفتگوی موثر می توانند به مطالعه، تشخیص و درمان مشکلات روانی بپردازند و از بروز بیماری های روحی و جسمی وخیم تر جلوگیری نمایند.
در صورتی که از نظر روانی در شرایط نامناسبی هستید، حتما در اسرع وقت با یک روانشناس بالینی خوب صحبت کنید و اطمینان داشته باشید زمانی که از درب اتاق مشاوره بیرون می روید، آرامش خاطر زیادی را تجربه خواهید کرد و می توانید با بهره وری بالا فعالیت های خود را انجام دهید.